سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هیچ سخنی نزد خداوند، محبوب تر از گفتار«لا اله الا اللّه» نیست . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

موضوعاتی که تا الآن نوشتم
 
آمادگی برابر دشمن ، آمادگی مردم ، آمریکا- مرخصی بدون حقوق ، آیت الله هاشمی رفسنجانی- ریاست جمهوری -رهبری ، اخبار- آمریکا- نامه به باراک اوباما- هواپیمای جاسوسی ، اخبار- عملیات مرصاد-سپهبد صیاد شیرازی-سردار احمدی مقدم-ترور توسط ، اخبار-شهید خلبان عباس دوران-اجلاس عدم تعهدها در بغداد-جنگ ایران ، امام خامنه ای - حرم مطهر رضوی - تکنو کرات ها - انتخابات - آمریکا ، انتخابات ، انتخابات- عقیدتی سیاسی- ارتش جمهوری اسلامی ایران-حضور حداکثری ، بصیرت ، پرسنل نیروهای نظامی، انتظامی و اطلاعاتی-رتش، سپاه، نیروی انتظامی ، پروِِِژه قادر - هوانیروز- شبیه ساز بالگرد-سیمولاتور) ، تجربه ملت ایران ، تحریم اقتصادی ، تفریح- گردشگری- طبیعت زیبای ایران-تصاویر جنگل- بیابان- دشت - دره ، جوادی آملی, مسجد, خطر, کاندیداها ، روانشناسی - مسائل گوناگون - اثبات علمی تاثیر دعا و نیایش در زندگ ، روانشناسی - مسائل گوناگون - اثبات علمی وجود خداوند ، سلطه‌پذیری ، سوریه-اسرائیل- حزب الله-موشک فاتح ، سوریه-حزب الله لبنان-اسرائیل-رژیم صهیونیستی ، سکه - ارز-دلار- تحویل سکه پیش فروش در خرداد ، علی دایی- هیئت مدیره پرسپولیس ، علی دایی-پرسپولیس-دایی سرمربی پرسپولیس شد ، فرمانده کل ارتش-مین روبی نیروی دریایی ارتش-تنگه هرمز ، قدرت انتخابات ایران- انتخابات ریاست جمهوری92 ، قم ، مذهب - قضاوت -توبه- بخشش خداوند -قضاوت نکردن-مبارز ، مطبوعات ، مقاومت ، مین روب-نیروی دریایی ارتش-اولین سامانه مین شکار ، نیروی زمینی ارتش -رزمایش های آینده -یگان های موشکی ، ویروس فیلم برای جمع آوری اطلاعات-فیس بوک پخش کننده ، کمکهای بشر دوستانه برای تروریستها-سوریه ،

چند نفر از وبلاگ من بازدید کردن؟

بازدید امروز :17
بازدید دیروز :32
کل بازدید :71482
تعداد کل یاداشته ها : 119
04/1/17
11:36 ع
یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.

 

آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را فورا صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟(البته آقا می دانست)؛ آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواحه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیرمن و این دختر دوست هستیم.

 

آقا ابتدا در باره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود : بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، ومن هم آمادگی دارم که شخصا خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خدا حافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .


آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند. با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند آن دختر غیرمحجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.